دفتر کاهی

دفترکاهی دفترکاهی دفترکاهی

روزمره هامو می نویسم ،اینکه چی می نویسم به خودم مربوطه.



































دیشب کسرا حرف خوبی بهم زد ...گفت برای حرف مردمی زندگی می کنی که اگه موفقیت و خوشبختی تو رو ببینند از درد به خودشون می پیچند ....و بدبختی و ناکامی تو رو ببینند شروع به زخم زبون زدن می کنند .تا مدتی ( شاید سه ماه)  اینجا به روز نمیشه .زمانی میام که خودم بخوام .به دوستانم سر میزنم و کامنت میدم .

نظرات (7)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
ملی
عاره بابا بنویس... من خودم از خدامه مث پارشال هر روز عاپ کنم ولی فرصت نمیشه... نوشتن خوبه ... بنویس برامون
امتیاز: 0 0
پاسخ:
قصد دارم وبلاگ رو رمزی کنم رمز رو به دوستان بدم .اینجور هر کی از راه رسید سرشو نمیندازه پایین بیاد داخل :)
دلم برات تنگ میشه. مواظبه خودت باش. بووووووووووووووس
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خدا رو چه دیدی شاید در چشم بر هم زدنی برگشتم
مریم
فرانک هم که دیلیت کرده وبلاگشو!!!

تو اونطوری بی خبر نری ها!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
واقعا ؟ تا دیشب که وبش بود ....شاید غیر فعال کرده .

نه من نمیرم .حالا ،حالا ها هستم
مریم
تارا
من صبحها که بیدار میشم از خواب و میام دانشگاه

بین کارای اولیه م، وقتی دارم چایی میخورم، اول میام وبلاگ تو و فرانکو چک میکنم.

میخوام بدونی که نوشته هات برای من خیلی لذت بخشن.

دست از نوشتن برندار.

اهمیت نده به کسی.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شما لطف داری . اون تصمیمی بود که دیشب گرفتم .اون هم در اوج درد و خونریزی ناشی از پریودی و صد البته زخم زبون آدمای نفهم .
پنج شنبه می نویسم .منتهی یاد گرفتم هنوز محدودتر بنویسم و سر بسته تر .آخه هستن آدمایی که بخونن بعد نوشته ها رو پتک کنند بکوبن تو سرم !
انگار خودشون و زندگیهاشون خیلی گل و بلبل هستن
ایوا
تارا جان همسرت حرف درستی زده اند. به خاطر حرف مردم زندگی نکن چون همیشه چیزی هست برای پرسیدن و فضولی کردنشان.
من فقط تحمل کردم حرفها و کنایه های بعضیها را و برای خودم زندگی کردم و اگر کسی از من میپرسید میگفتم نمیشوم.
زندگیم را با چیزهای دیگری پر کردم، هدفم از ایران رفتن بود که بهش رسیدم و تلاش هم کردم خیلی. البته من زود کنار میام و قبول میکنم.
همه که نباید مادر بشوند، همه که نباید درس بخوانند و دکتر شوند، همه که نباید کار کنند و....... من هم چیزهایی دارم که دیگران حتی در رویا نمیتوانند داشته باشند و خیلی از دغدغه هایی که آنها دارند را ندارم.

خودت را نباز و برای داشتن چیزی اصرار نکن. همه چیز در زمانش وبه همسرت هم زمان بده. به امید خدا فرشته نازنینی به وقتش میاد سراغ مامانش که شما باشی.
در جواب مریم گفتی فلسفه خدا و آفرینش را؛ من که داستان این دلالان دین را باور ندارم چون همش برای شکم بارگی خودشان است و بس.
زندگی یک سفر است با بالا و پایین برای کمال؛ آنچه خداوند سفارش انجام داده تنها برای خود ماست.
مانند مادری که میگوید اگر اینکار را کنی من را خوشحال کردی، برای مامان این کارو بکن که درخواست مادر به سود فرزند است و هیچ سودی برای مادر ندارد.
امتیاز: 1 0
پاسخ:
ممنونم که اینقدر فهمیده هستی . وبلاگت ،کامنت هات در همه وبلاگها توام با آرامش و منطقه .


بله سالها قبل فهمیدم نمیشه به زور از خدا چیزی خواست .نمیدونم چرا هر بار یک دهن گشاد فضول به تورم میخوره باعث میشه یادم بره

انشاالله همه داشته ها و لذت های زندگیت دو چندان شه
زنهای زمستانی
بسیار حرف خوبی زدن ، متاسفانه این خصلت بد چه قدر هم زیاد شده ، یعنی باید یه استاد به تمام عیار باشی که بتونی سره رو از ناسره تشخیص بدی
امتیاز: 1 0
پاسخ:
تشخیص همچین آدمایی زیاد سخت نیست .منتهی زمان میبره طرف خودش رو به طور واقعی نشون بده
مریم
من با آقا کسری موافقم.

دقیقا همینه

تازه اگه موفقیتتو ببینن، سعی میکنن بدبختت کنن.

ببین تارا، ایران و خارج نداره، اینجام همینه
ولی بین کاناداییا این قضیه حسادت بسیار بسیار کم رواج داره، بسیار کم، جون ملت مشغله دارن، تفریح دارن، معمولا کاری به کار هم ندارن. ولی باز هم این مسئله هست.
جزوی از ذات ادمه.
همیشه یاد اون شعر خیام میفتم، که میگه خدا سرمست شد و این جهان هستی را ساخت.
هدف از خلقت انسان رو واقعا نمیدونم.
امتیاز: 1 1
پاسخ:
میدونی یه عده ظاهرسازی می کنند .نشون میدن با خوشیهات دلخوشند با بدبختی هات دلگیر ...اما واقعیت امر اونجا مشخص میشه که یه روز، یه جا بالاخره خودحقیقیشون رو نشون میدن

راجب خدا و فلسفه آفرینشش که دیگه هیچی ندارم بگم .موندم این چه خداییه که میگه ما شما رو در رنج و برای رنج آفریدیم ؟! چرا ؟ به چی احتیاج داشت که ما رو بیاره تو این دنیا هی عذابمون بده ؟ اصلا کدوم یک از ما گفتیم خدا ما رو بنداز تو دنیا ...ما روآورد که امتحان شیم ؟ بابت چی اون وقت ؟ کی خواستیم بیایم که بخوایم بابتش امتحان پس بدیم ! یا توجیه مسخره تر اونکه عبادتش کنیم ؟ اونقدر محتاج عبادته و نیاز داره ؟ پس اون صمد بودن خدا و عادل بودنش و هزار حرف چرت دیگه که میزنن چی میشه


  • آسان آی تی